الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

109

الغدير ( فارسى )

نداشته باش و بيمى به دل راه مده . گفت : بلى ، ما در جحفه بوديم كه رسول خدا ظهر هنگام بر ما درآمد ، در حالى كه بازوى على را گرفته بود و خطاب به ما فرمود : آيا نمىدانيد كه من به مؤمنين از خودشان سزاوارترم ؟ همگى گفتند : آرى ، چنين است . پس فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى او خواهد بود . به او گفتم آيا آن حضرت اين جمله را هم فرمود : بار خدايا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار ؟ گفت : من آنچه را كه شنيدم ، به تو خبر دادم « 1 » . « 2 » همو از سفيان ، از ابو عوانه ، از مغيره ، از ابو عبيد ، از ابو عبد اللّه ميمون ذكر كرده كه گفت : من خود از زيد بن ارقم شنيدم كه مىگفت : با رسول خدا در وادى خم فرود آمديم . آن حضرت به اقامهء نماز امر فرمود و در گرماى نيمروز نماز را به جا آورد ، سپس براى ما خطبه ايراد فرمود ، در حالى كه با افكندن پارچه‌اى بزرگ بر روى درختى براى آن جناب سايبانى درست شده بود . آنگاه فرمود : آيا نمىدانيد ؟ آيا شهادت نمىدهيد به اينكه من به هرمؤمنى از خود او سزاوارترم ؟ گفتند : آرى ، چنين است . فرمود : پس هركه من مولاى اويم ، همانا على مولاى اوست . بار خدايا دشمن دار آن را كه او را دشمن دارد و دوست دار آن را كه او را دوست دارد . « 3 » احمد نيز اين حديث را از محمّد بن جعفر ، از شعبه ، از ميمون روايت نموده « 4 » و نسائى به اسناد خود آن را از زيد روايت كرده است . « 5 » نسائى نيز به نقل از احمد بن مثنّى ، از يحيى بن حمّاد ، از ابو عوانه ، از سليمان ، از حبيب بن ابى ثابت ، از ابو طفيل ، از زيد بن ارقم آورده كه گفت : چون پيغمبر از حجّة الوداع بازگشت و در غدير خم فرود آمد ، دستور داد خار و خاشاك آنجا را بر طرف ساختند ، آنگاه فرمود : چنين مىنمايد كه مرا به سراى ديگر فرا خوانده‌اند و به زودى اجابت خواهم نمود . همانا من در ميان شما دو چيز گرانبها و نفيس را بر جاى مىگذارم كه يكى از آن دو

--> ( 1 ) . كتمان نمودن زيد به دنبالهء مطلب را از عطيه مبنى بر تقيه بوده ، چنان كه مفاد خود حديث اين معنى را تأييد مىكند و همانطور كه مشاهده مىكنيد ، همان جمله را كه از عطيه مستور داشته ، ديگران از او نقل كرده‌اند . ( 2 ) . مسند احمد بن حنبل : 4 / 68 . ( 3 ) . همان : 4 / 372 . ( 4 ) . همان مأخذ . ( 5 ) . الخصائص 16 .